جمعه, ۰۱ اسفند ۱۴۰۴

تعهد دانشجویان در جامعه دیوان

تعهد دانشجویان در جامعه دیوان

چند صباحی بیش از دورانی نمی گذرد که یک دانش آموز دبیرستانی نعمتی برای مردم روستا بود و همه آن را به چشم یک همه فن حریف نگاه می کردند. چه زود گذشت دورانی که دانش آموزان مدرسه راهنمایی به تنهایی و در کنار همدیگر مراسم هایی را اجرا می کردند که دیگر نظیر آن را ندیده ایم. نوجوانانی که در یازده، دوازده سالگی با تمام شور واشتیاق دوره نوجوانی در سرما و گرما، شب و روز به روستاهای مجاور می رفتند و علاوه بر درس و مشق در برنامه های مختلف شرکت می کردند و پیرو آن جشن ها را به روستا می آرودند تا پدر و مادرها هنرمندی فرزندانشان را ببینند. کجایند آن عبدالله دهشت ها که مردم منتظر هنرنمایی آنها باشند و با به خطر انداختن جسم خود باعث مفرح شدن جمعیت روستا گردند؟ کجایند آن کودکان دهه ۶۰ که در مدرسه راهنمایی شهید چمران مغویه، کل مدرسه را در اختیار خود بگیرند؟ و کجایند فرزندانی که در اوایل دهه هفتاد با تمام مشکلات در خانه های تاریک و بی روح محلات بندرلنگه، تمرین نمایش و سرود می کردند تا به مردم نشان دهند که دانش آموزان قادر به شاد کردن مردم هستند. سالهاست دیگر همچون شور و اشتیاقی در جامعه نوجوان و جوان ما دیده نمی شود. دانش آموزان روستا زیاد شده اند و دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی روستا به یکصد نفر نزدیک می شوند، اما حضور آنها احساس نمی شود. دانشجویان ما از جامعه فاصله گرفته اند و متاسفانه امکان بروز دغدغه های فردی و اجتماعی خود را ندارند. دانشجویان و فارغ التحصیلان ما به آن باور و ایمان نرسیده اند که می توانند منشاء خیر و برکت برای خانواده ها و جامعه خود باشند، دانشجویان در دانشگاهها همه ساله انتظار می کشند تا روزشان فرا برسد و در آن زمان اجتماعاتی عظیم و باشکوه برگزار کنند، اما دانشجویان ما حتی درصورتیکه مراسمی برای آنها در روستا برگزار گردد در آن شرکت نمی کنند. این مساله نمایانگر عدم اعتماد به نفس این دانشجویان در جامعه ماست. این دانشجویان که بایستی خود به صورت یکپارچه و با تمام علایق و سلیقه های مختلف دست در دست یکدیگر قرار داده  و اجتماع خود را به خانواده هایشان نشان دهند. بدون هیچ انرژی و انگیزه ای به گوشه ای از رینگ روستا آرمیده اند و نظاره گر می باشند. آیا دانشجویان قدرت تشکیل یک انجمن دانشجویان دیوان را ندارند؟ آیا دانشجویان و فارغ التحصیلان دیوان نمی توانند در یک اجتماع حضور داشته باشند؟ آیا این جوانان نمی توانند تعاونی هایی تشکیل داده و با احداث شرکت و کارگاه های صنعتی شغل هایی برای خود و دیگر دوستانشان فراهم آورند.

خواستن توانستن است. و ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است.

دانشجویان بایستی خود صاحب فکر و اندیشه باشند و تولید فکر جدید و اندیشه نو نمایند. ما بایستی یاد بگیریم با یکدیگر بنشینیم و مشکلات بزرگ را با همفکری حل نمائیم. لازم نیست دانشجو یا دانش آموز تفکر کسی را دنبال کند. انسان فرهیخته و تحصیل کرده بایستی خود تولید فکر کند و با شنیدن تمام نظرها و سلایق مختلف، بهترین ها را انتخاب نموده و به بوته آزمایش بگذارد. همه اهالی دیوان بایستی مسئولیت پذیر باشند و دانشجویان و دانش آموزان بیشتر.

دانشجویان عزیز و محترم، پدر و مادرها با هزاران امید و آرزو و با تحمل مشقت های مالی و روحی شما را روانه دانشگاه می کنند تا در آینده باعث عزت و سربلندی آنها و روستا شوید. چه بسیار ناامیدکننده و مشقت بار است که پس از این دوره سرنوشت ساز بلاتکلیف باشیم. در آن هنگام هم به خود و هم به جامعه خود زیان هایی وارد کرده ایم. بایستی همگی دست در دست یکدیگر بگذاریم و با توکل به خداوند متعال و ایمان به خود باعث دلگرمی خانواده و جامعه خود گردیم. به امید روزی که دانشجویان ما با کمک همدیگر باعث رشد و شکوفایی جامعه روستای دیوان گردند و بتوانند دیوان را به سطح اول منطقه برسانند.

به امید دیوانی آباد و صاحب فکر

نوشته شده توسط ناصر دیوانی پور در یکشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۷:۳۱ ب.ظ

۳ نظر

  1. 0

    حرفهای شما درست ولی این دانشجو چگونه می تواند چشم خود را بر روی پلیدی های اطراف خود ببندد
    جوانان این مرز و بوم گوششان از نصیحت و راهنمایی وارشاد آزرده شده است

  2. 0

    دیوان ما دانشجوی هدف دار میخواد، نه دانشجوی دنبال نمره ۱۰ و گرفتن مدرک با زور و صد بدبختی که دلش به مدرک خوش باشه – — دیوان ما مردان و روشنفکران و دلسوزانی میخواد که هدف درس خواندنش را مشخص کند و برای خلق خدا و ابادانی روستا کوشش کند و از جان مایه بگذارد(نه اینکه دانشجوی ما یک پایش در دریا باشد و یک پایش در دانشگاه) در ضمن احترام قائل شدن به قشر دانشجو هم الزامیست و باید این عزیزان را حمایت و نشویق کرد تا روحیه و جانی تازه برای ادامه دادن بگیرند و و نشست هایی برایشان ایجاد کرد و هدف درس خواندن را برایشان روشن کرد تا با جان و درس بخوانند…

  3. 0

    سلام علیکم – بنده یک پیشنهاد دارم و قبل از پیشنهاد لازمست بگویم که ممنونیم بابت نشست و اجتماعی که برای دانشجویان عزیز فراهم کردید و بخاطر روستا و دانشجویان به دانشجویان بها داده شده است و خودش نوعی تشویق برای ادامه درس و دیگر دانش اموزان می باشد/ و اما پیشنهاد: اگر شما عزیزان یک جمعی و نشستی برای طلاب مدرسه دینی داشته باشید بینهایت ممنون می شوم چون اصل علم، علم قران و حدیث است که لازمست که برای دلگرمی این نوجوانان و جوانان جلسه و نشستی برگزار شود چون این کار خیلی کاری بزرگ خواهد، لااقل این طلاب کسی برایشان جشنی یا نشستی برگزار نشده است و از بعضی طلابها گله هایی هم شنیده شده است و اگر دقت کنیم هنوز یک شخص فعالی که فارغ التحصیل درس دینی شده باشد نداریم و ازین نعمت محرومیم و خلاء و نبود شخص عالم فرهیخته برای روستا احساس می شود و تریبون ها بدست اشخاصی هست که تحصیلات عالی ندارند و باز هم ممنونیم که زحماتی هم می کشند . پس ازین پیشنهاد بنده بررسی شود تا طالبان علم ما دلخوش به درس دینی باشند. چندین طلبه داشتیم که بعد چند سال درس را رها کردن بدلیل نداشتن پشتوانه و مشوق ….ممنونم

    1. 0

      و علیکم السلام علی آقا

      از شما بزرگوار به خاطر تعلق خاطر به سایت مروارید دیوان تشکر و قدردانی می کنم. انشاالله همه با هم بتوانیم جهت رشد و شکوفایی دیوان عزیزمان مثمر ثمر باشیم.در گذشته سعی بر این بوده که تمام دانشجویان اعم از دانشجویان دینی، فنی ، اجتماعی و غیره در یک محفل گرد هم آیند تا با تشکیل یک اجتماع فراگیر باعث رونق روستا گردند. بنده و دوستان موافقیم که انشاالله در اولین فرصت در خدمت طلاب بزرگوار روستا باشیم و بتوانیم از معنویات این عزیزان بهره ببریم.

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه

*